خاطره بازی با نكونام از بازی مقابل مسی و رونالدو تا شایعه دستگیری اش در اسپانیا

خاطره بازی با نكونام از بازی مقابل مسی و رونالدو تا شایعه دستگیری اش در اسپانیا

به گزارش اخبار ورزشی جواد نكونام می گوید در جدایی من از تیم ملی هم كی روش مقصر بود و هم فدراسیون فوتبال.


به گزارش اخبار ورزشی به نقل از خبر آنلاین؛ جواد نكونام این روزها یكی از موفق ترین مربیان جوان لیگ برتر است. او كارش را با دستیاری كارلوس كی روش در تیم ملی آغاز كرد و سپس به خونه به خونه رفت و این تیم را فینالیست جام حذفی و مدعی صعود به لیگ برتر كرد اما اختلافش با مدیریت این باشگاه سبب شد تا راهی تیم رقیب یعنی نساجی شود. او 9 بازی آخر لیگ یك را در نساجی گذراند و موفق شد این تیم را بعد از 24 سال به لیگ برتر برگرداند و یك نیم فصل هم در لیگ برتر هدایت نساجی را برعهده داشت. او حالا به فولاد رفته و در لیگ نوزدهم با اهوازی باردیگر به فوتبال ایران برخواهد گشت. او درباره سال های حضورش در تیم ملی و رابطه اش با كی روش و همینطور دستگیری اش در اسپانیا صحبت كردیم كه در ادامه می خوانید: 8 سال در لالیگا بازی كردید و در دوران طلایی فوتبال اسپانیا بودید. بازی مقابل ستاره هایی چون مسی، رونالدو، بكهام، زلاتان، آنری، رونالدینیو، روبینیو، اینیستا، ژاوی و... خیلی خاص بود.
واقعا بازیكنانی كه گفتید همه در تاریخ ماندگار هستند. شاید قبل تر تعداد ستاره های لالیگا اینقدر نبود. در دوره ای من اوساسونا بازی كردم دوران طلایی فوتبال اسپانیا بود. من نخستین بازی رسمی ام را مقابل بارسا انجام دادم. روی نیمكت بود. دوست داشت داشتم به زمین بروم و بازی كنم ولی در نیمه اول سه گل خوردیم. هر چه بازی جلوتر می رفت روی نیمكت پائین می رفتم تا مربی من را نبیند و بازی ام ندهد!
یعنی دوست نداشتی بازی كنی؟
اصلا خیلی وحشتناك بود. تیم شان هم خیلی قوی بود. اتوئو، تیری هانری، رونالدیوینو، دكو، خیلی تیم فوق العاده بودند. هر چه از بازی می گذاشت می گفتم ولش كن، بازی نكنم بهتر است. نیم ساعت اما بازی كردم. واقعا سخت بود بازی مقابل بارسا.
رونالدو یا مسی؟
بین دو تا عالی می خواهید یه نفر را انتخاب كنید. اگر بگویم مسی، رونالدو هم برای خود ابر قدرت است. بگویم رونالدو، باز باید همین حرف را درباره مسی بزنم. واقعیت این است كه هر دو فوق العاده هستند. من فوتبال مسی را بیشتر ترجیح می دهم.
بهترین بازیكن تاریخ از نظر شما؟
من نظرم روی مسی است. هر دو را انتخاب می كنم.
ماردونا یا پله؟
بازی هایی كه باید می دیدم و كارشناسی نظر می دادم را ندیدم. در عصر خودم بگویم واقعا رونالدو، رونالدو تپل برزیلی، ریوالدو و... فوق ستاره بودند اما در كل مسی یك چیز دیگری است.
الان مسی و رونالدو از هم جدا شده اند. كیفیت لالیگا را پائین آورده است؟
از زمانی كه بارسلونا و رئال مادرید به خصوص بارسا، لیگ قهرمانان و لالیگا را نبردند یا جام حذفی را نبردند، كیفیت تیم شان آمد پائین، كیفیت تیم ملی كشورشان هم آمد پائین.
چه شد به شما در اسپانیا گفتند خاویار ایرانی؟
خبرنگار ماركا بود كه پس از بازی در جام یوفا با من مصاحبه كردند. چون خاویار ایرانی در دنیا مشهور است، این لقب را به من دادند.
میدانی هم قرار بود در شهر پامپلونا به اسم شما كنند.
واقعا تیم اوساسونا طرفدار پیدا كرده بود. بیشتر مخاطب را وب سایت اوساسونا از ایران داشت. خیلی جالب بود. از خود اسپانیایی ها بیشتر بودند. برایشان جالب بود. همچین صحبتی با شهردار شده بود. ولی به زبان فارسی در میدانی سلام ایرانی را نوشتند.
یك خبری كه در دوره حضور شما در اوساسونا جنجالی شد خبری بود كه یك خبرگزاری خارجی زد یك بازیكن ایرانی ملی پوش شاغل در اسپانیا را به جرم حمل مواد مخدر در فرودگاه گرفته اند. یادتان هست؟
بله، یادم هست. شرایط سخت شد. به خاطر اینكه در باشگاه یه ایرانی بود كه قبلا در نومانسیا تمرین كرده بود. در آن تیم ولی بازی نكرده بود. این خلاف را كرده بود. وقتی صحبت از ایرانی لالیگا شد، ناگهان اتفاقاتی افتاد كه تمام سایت ها و خبرگزاری ها بدون تحقیق نوشتند و یك چند ساعتی كلا درگیر شدم.
خانواده نگران نشدند؟
خانواده می داننند من چطور شخصیتی دارم ولی دوستان و رفقا خیلی نگران بودند. چند ساعتی ما و باشگاه اوساسونا را مشغول كرد و سبب جنجال شدند.
می ریم درباره بعضی بازی های تیم ملی بازی نماییم. ركوردار بازی های ملی هستید. دقیق چندتاست؟
می گویند 152 تا. می توانست تعداد بازی های من بیشتر باشد ولی من هیچوقت دنبال القاب نبودم. روزی كه شروع كردم نمی دانستم چند بازی می كنم. مهم تعدادش نیست. هر بازی برای من یك خاطر و افتخاری است. همین الان با شما حرف می زنم وقتی بازی تیم ملی در جام ملت های استرالیا را ببینم، بغض می كنم محصوصا بازی عراق را. یك حس و حال دیگری دارم.
هر دو بازی آهر را گل زدی
بله هم بازی سوئد گل زدم و هم شیلی. تیم شیلی واقعا خوب بود. یكی از تیم هایی بود كه در جام جهانی آنها را دوست داشتمم. مربی آنها سرمربی سویا شد.
خداحافظی شما پس از بازی سوئد در هتل تیم ملی. می دانستم شاید می خواستید پس از جام جهانی 2014 هم خداحافظی كنید.
خیلی سخت بود برایم. من از تیم ملی نوجونانا جوانان بزرگسالان امید، همه رده ها را بازی كردم. حتی بازی های پوسان و غرب آسیا هم بازی كردم. خیلی سخت بود برایم. همه اش اردو و شرایط پروازی. یهو باید از اسپانیا می رفتم مالدیو و كره. سال ها با خود اوساسونا كلی پرواز داشتم. همه اینها درست است. انگیزه و روحیه می خواهد. ولی اواخرش جایی می رسید كه خسته می شوید. تلاش كردم ادامه دهم. تیم ملی به من نیاز داشت. حتی پس از خداحافظی ام چند بازیكن خواستند منصرفم كنند اما تصمیمم را گرفتم. حتی وقتی رفتم با من صحبت كردند كه برگردم تیم ملی.
خود آقای كی روش؟
نفرات را نمی توانم بگویم. ولی با من یك جلسه ای داشتند و از من خواستند برگردند.
چرا؟ خلا كاپیتانی در تیم ملی احساس می شد؟
دیگر واقعیت این بود نه اینكه بیایم حتما بازی كنم، اینكه با تیم باشم. بازی كردن یا نكردن تصمیم مربی است. اینكه كنار تیم باشم و كمك كنم. ولی صحبت هایی كه كردیم گفتم نه. بهتر است فعلا بیرون باشم ولی هر كمكی بتوانم انجام می دهم. یك سال ادامه دادم فوتبالم را و بعد به خواست كی روش و تیم ملی آمدم تیم ملی.
قهرمانی با تیم امید در پوسان و بعد هم جام ملت های چین. ناداوری
باورتان می شود آن تیم یك تیم می رود با 20 25 بازیكن. یكسری بازی ها 13 تا بازیكن با 4 گلر. محروم و مصدوم و درگیری هایی كه بود. اخراج هایی یی در بازی های عمان داشتیم. با این اتفاقات تا نیمه نهایی رسیدیم. بازی چین را هم باید می بردیم. باوجود كیفیت فنی، با اشتباه داوری بازی را باختیم. پنالتی ها را هم دیدید كه چه شد. متاسفانه جام را از دست دادیم ولی آن تیم واقعا شایسته بود. در مسیر جام جهانی 2014 فكر می كردیم دیگر صعود نمی نماییم. به خصوص در بازی با كره كه مسعود شجاعی هم در آزادی اخراج شد و همه فكر می كردند ایران می بازد ولی شما یك گل خیلی خیلی حساس زدی.
آن بازی برای ما حیاتی بود. از باخت لبنان آمده بودیم. در مقابل لبنان باید با 5 بر صفر می بردیم. گل شان روی اشتباه فردی و اتفاق به دست آمد. ولی متاسفانه در آن بازی توپ ها به گل نرفت و باختیم. باید كره را می بردیم. روی كارت اول مسعود داور اشتباه كرد. 120 هزار تماشاگر داشتیم. جو فوق العاده بود.
یك جنجال بزرگ هم راه افتاد. پیش از بازی قطر می گفتند كی روش اطلاعات تیم ملی را فروخته است. چی بود ماجرا؟
ما در اردوی دبی بودیم. این صحبت ها شد. من بازیكن می دیدم تمرینات را. جدیت كار را. واقعا ناراحت بودم از این مورد. یادم هست یكی از مسئولان آنجا بود. به من گفت چنین اتفاقی افتاده و بازی را فروخته اند.
مسئول ورزش؟
بله. گفتند بازی فروخته شده است. خودت تیم را جمع كن. با بازیكنان صحت كن. آمده ایم اینجا تا حواسمان به تیم باشد. گفتم آقا همچین چیزی نیست. من با تیم تمرین می كنم. دارم می بینم تمرینات را. بازیكنان و مربیان را می بینم كه چقدر زحمت می كشند.
اسم شان را می توانید بگوئید؟
نه.
به اختصار هم بگوئید خودمان اسمش را كشف می كنیم!
نه به اختصار هم نمی توانم بگویم. كسی هم نمی تواند كشف كند چون این صحبت ها فقط بین دو نفر بود. نفر سومی نبود.
كی روش این صحبت ها را فهمید؟
نه اصلا. من به كسی نگفتم. مستقیم فقط به من گفتند كه حواستان به تیم و بازیكنان باشد. من همانجا تكذیب كردم و حتی ناراحتی به حدی بود كه می خواستم به چند نفر بگویم و آنها را در جریان بگذارم. ولی گفتم بهتر است در خودم نگه دارم.
تصمیم خوبی بود. كی روش می فهمید جنجال بزرگ می شد.
هر كدام از بازیكنان هم می فهمدند.
بعدا ولی فهمید. نمی دانست كی با من صحبت كرده است. من یادم هست عكس او را با لباس عربی روی جلد روزنامه ای گذاشتند كه چنین اتفاقی می خواهد بیفتد. ولی حتی به بازیكنان می گفتم، این اعتماد به مربی از بین می رفت. من به همین خاطر نگفتم تا روز بازی قطر كه آن اتفاقات افتاد و بردیم. پس از بازی گفتم آقا واقعیت چیز دیگری است چون كار را می دیدم. وقتی یك مربی اینقدر زحمت می كشد دنبال نتیجه گیری است. خدا را شكر بازی های بعدی را هم بردیم و صعود كردیم.
شما شناخت زیادی از كی روش داشتی. چی شد آقای كی روش در چهار سال دوم اینقدر طاقتش تمام شده بود.
اینطوری نبود. ببیند همین الان ما مربی جدید آورده ایم. كسی انتقادی می كند؟
نه. یه چند وقت زمان بدهید! آغاز می شود همه چیز. یكی یكی بیرون می آیند. یكی این می گوید. یكی آن می گوید. به هر حال این تنش به وجود می آید. وقتی مربی 4 سال یك جا باشد تنش ها بیشتر است. افراد بیشتر نظر می دهند و صحبت می كنند. بطور قطع برای هر مربی ای كه فكر كنید، این اتفاق می افتد. به خصوص 8 سال. دوره كوتاهی نیست.
شما روز آخر پیش او رفتید. پس از اتفاقاتی كه در تیم ملی افتاد و جدا شدید، نكونام پیش او نرود.
من نسبت به وظیفه ای كه انجام دادم خیلی خوشحالم. ایشان برای فوتبال كشورمان و من زحمت كشید. شرایط را طوری رقم زده بود تا بتوانم پیشرفت كنم. این برایم مهم بود. وظیفه خودم بود. باید این كار را می كردم. به نظرم كار درستی كردم.
در مورد جدایی شما از تیم ملی خیلی بحث بود. خیلی ها اعتقاد داشتند اگر نكونام می ماند به نفع تیم ملی بود. چه اتفاقی در اردوی دبی افتاد؟ یك مرتبه توضیح دهید. فدراسیون كه توضیح نداد.
كلا از فدراسیون توضیح نخواهید! ولی واقعا دوست ندارم مبحث را باز كنم. باید موقعی باز كنم كه كاری نداشته باشم الان خیلی درگیر هستم.
وقتی شما روز آخر رفتی پیش كی روش خیلی ها احساس كردند كی روش مقصر ماجرا نبوده است.
نه ایشان هم مقصر بودند. روز آخر به خود او گفتم. به اندازه خودش مقصر بود. من هم به اندازه خودم مقصر بودم. فدراسیون هم مقصر بود. ولی اینكه بخواهم بازش كنم به صلاحم نیست. شرایط طوری نیست كه بخواهم به چیز دیگری فكر كنم. فعلا فقط به موفقیت خودم فكر می كنم.
در جلسه آخری كه داشتید ظاهرا آقای كی روش خیلی گریه كرد.
بریم سوال بعدی؟
به این دلیل می پرسم كه شاید روزهای آخر به او خیلی سخت گذشت و حداقل دوست داشت با یك جام از ایران برود.
با جام رفتن یك چیز است، این بدرقه ما ایرانیان چیز دیگری است. كلا بد بدرقه می نماییم.
یك جمله معروف هست كه ما خوش استقبال و بد بدرقه هستیم.
استقبال ما طوری است كه كلمنته می آید اسپانیا به من زنگ می زند كه من می خواهم با شما یك ناهار بخورم. كلمنته می گفت آقا چقدر خوب بود و چقدر من را تحویل گرفتند. بعد موقعی كه می خواهند بروند آقای شفر كه آنطوری می رود، آقای كی روش هم كه آنطوری می رود. ویرا آنطوری می رود. بلاژویچ آنطوری می رود.
در جام جهانی برزیل یك خاطره تلخ یا شیرین داریم. بازی آرژانتین.
درباره آن ام جهانی كلا بگویم نشد بازی های خوبی نماییم. امكانات مثل این دوره نبود. واقعیت بگویم. با كمال احترام به تمام بازیكنان كه دوستان من هستند. به نظر من هیچكس در فوتبال ایران فكر نمی كرد آن تیم برود جام جهانی. تیمی نبودیم كه برویم جام جهانی. كره و ازبكستان واقعا قوی بودند. به نظر من صعود آن تیم یك شاهكار در فوتبال ما بود.
ضربه مسی در بازی آرژانتین حال همه ایرانیان را گرفت.
ضربه مسی است دیگر. از این گل به هزاران هزار تیم زده است.
آن گل همه را مقصر كرده است. شما، رضا گوچی، حقیقی و...
نگاه فوتبالی با مردمی فرق دارد. تیم ما آن جام بازی با نیجریه اینقدر خوب بازی كرد. بازی آرژانتین اینقدر خوب بازی كرد. بازی بوسنی و در نیمه دوم واقعا تحلیل رفتیم. الان ما مثلا باید بگوئیم در بازی بوسنی كه سه گل خوردیم، چه كسانی مقصر بودند؟ كی توپ را لو داد، كی اشتباه كرد؟ كدام گل گل خورد؟! كدام دفاع بود؟ كسانی كه فوتبالی هستند می دانند. تیم گل می زند و گل می خورد. تا حالا كدام بازیكنی تنهایی یك جام آورده است؟ برود تنهایی بازی كند؟
دو داور هستند كه فكر نماییم ایرانیان هیچگاه آنها را نمی بخشند. یكی مازیچ داور بازی آرژانتین و دیگری ویلیامز داور بازی عراق. ظاهرا شما هر دو را بعدا دیدید.
بله، مازیچ را در بازی العربی و السد دیدم. او را دیدم و با این داور ضحبت كردم. هنوز می اظهار داشت كه تصمیم من درست بود و پنالتی نبود!
یعنی برخلاف همه كارشناس ها.
بله، روی حرفش بود و می گفت تصمیم من درست بود.
ویلیامز چطور؟
رفتیم ازبكستان. آنجا او را دیدم. در فرودگاه بود. اصلا صحبتی نمی شد كرد. كی روش طوری او را نگاه می كرد كه اگر حرف می زدند دعوا می شد!
بین دو نیمه كه كی روش خواست او را بزند.
پس از بازی بدتر بود! به هر حال آن تیم ما خیلی خوب بود و می توانستیم جام را ببریم. تمام زورشان را زدند ما را از جام بیرون بگذارند.
یعنی دست مافیا در كار بود؟
من نمی دانم مافیا یا چیز دیگری. عراق تیمی نبود كه ما را ببرد. یك بر صفر بودیم اینقدر بازی راحت بود گفتم سه هیچ می بریم. واقعا هم می بردیم. بدون هیچ دغدغه ای. حتی در 10 نفره ما موقعیت نداشتند. فقط سه گل زدند. تنها چیزی كه می توانست شرایط را عوض كند همین داور بود.
خیلی صحبت در این زمینه بود كه شما دستیار ویلموتس یا سرمربی امید می شوید. ببیند من سه سال و نیم قبل قرار بود سرمربی جوانان شوم. این اتفاق رخ نداد. دو سال قبل من جلسه ای با كی روش و تاج داشتم كه بشوم سرمربی تیم امید. نظر كی روش این بود. همه چیز خوب پیش رفت ولی در نهایت موافقت نشد. این كار انجام نشد. اون زمان زمانی بود كه واقعا وقت داشتم تیم خوبی ببندم. هم تیم را برای المپیك آماده شود. درباره دستیاری ویلموتس.... هر مربی خارجی هم بیاید دیگر دستیار نخواهم بود. من دستیاری را انجام دادم سرمربی شدم. كنار یكی از بهترین مربیان جهان كار كردم. شرایط طوری نیست كه برگردم.
سرمربی فولاد شده اید. رابطه شما هم با اهوازی ها خوب است.
خدا را شكر خوشحالم در فولادم. در باشگاهی هستم كه ساختار و شكل دارد. در باشگاهی كار می كنم حرفه ای هستند. امیدوارم كه فصل خوبی را كنار هواداران و تماشاگران سال خوبی را پشت سر بگذاریم. من به تنهایی یا مدیریت به تنها نمی تواند كاری كند. احتیاج به حمایت مردم داریم. در نهایت آخر فصل این قول را می دهم كه به فولاد افتخار كنند كه لیاقت مردم است.
خاطره ای از گلت به كره داری؟
مهرداد پولادی پس از گل اینقدر خوشحال بود كه سیموئز مربی تیم را از كمر گرفت و بلند كرد و شادمانی كرد. پس از بازی سیموئز گفت داشتم می مردم. سن و سالش بالا بود.
باحال ترین بازیكن تیم ملی؟
زیاد داشتیم. در این مدتی در این سال های سال بودم. واقعا بازیكن باحال. همه خوب بودند. شیرین زیاد داشتیم از قدیم كه من بچه بودم حلالی بود، میناوند بود، پژمان جمشیدی بود، هاشم بیك زاده
بد قلق ترین بازیكن تیم ملی چه كسی بود؟
گناه دارن. ما رفیق بودیم كنار هم. ولی خدا را شكر می كنم. از تك تك آنها تشكر می كنم كنار هم بودیم. من افتخارش را داشتم كه كنار آنها بازی كنم. همه خوب بودند و فوق العاده. 256 251

1398/04/01
15:12:32
5.0 / 5
3454
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۵
اخبار ورزشی

Sport Event اخبار ورزشی
sportevent.ir - تمامی حقوق سایت اخبار ورزشی محفوظ است

SportEvent اخبار ورزشی

خبرها و اتفاقات روز ورزشی